محمد قنبرى

425

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

مقصد مربوط است يا بى واسطه يا با واسطه . مقصد دوم ، كه عرضى و تبعى است ، تنفر دادن فطرت است از شجرهء خبيثهء دنيا و طبيعت كه امّ النقائص و امّ الامراض است . و بسيارى از مسائل ربوبيات ، و عمدهء دعوت‌هاى قرآنى و مواعظ الهيه و نبويه و ولويه ، و عمدهء ابواب ارتياض و سلوك ، و كثيرى از فروع شرعيات از قبيل صوم و صدقات واجبه و مستحبه ، و تقوا و ترك فواحش و معاصى به آن رجوع كند . و اين دو مقصد مطابق نقشهء فطرت است . . . پس جميع احكام شرايع مربوط به فطرت است و براى تخلص فطرت از حجب ظلمانيهء طبيعت است . « 1 » مؤلف بزرگوار در شرح هر يك از جنود عقل و جهل ، رجوع هر يك از جنود عقل را به فطرت مخموره و رجوع جنود جهل را به فطرت محجوبه ، تبيين كرده‌اند . 2 . عالم طبيعت دار تغيّر است و جميع ملكات و اخلاق قابل تغيير و اصلاح است . امام رحمه الله بارها بر اين نكته تأكيد كرده‌اند كه عالم طبيعت دار تغيّر و تبدّل و تصرّم است و در نتيجه تا مرگ فرا نرسيده آدمى مىتواند همهء اخلاق رذيله را ، هر چند در نفس ريشه دوانده باشد ، اصلاح كند و هيچ عذرى از اين جهت پذيرفته نيست . از سوى ديگر محاسن اخلاقى و ملكات حميده ، هيچگاه نبايد موجب عجب و غرور شود . انسان تا در عالم طبيعت - كه دار تغيّر و تبدّل و نشئهء تصرّم و هَيولَيويت است - واقع است . . . مىتواند نقايص خود را مبدل به كمالات ، و رذايل خويش را تبديل به خصايل حميده ، و سيّئات خود را مبدل به حسنات نمايد . و اين‌كه معروف است « فلان خلق زشت يا فلان صفت رذيله از ذاتيات است و قابل تغيير نيست » اصلى ندارد و حرف بى اساس و ناشى از قلت تدبّر است و عدم تغيير و تبديل ذاتيات را به اين باب ربطى نيست ؛ بلكه با رياضات و مجاهدات ، تمام صفات نفسانيه را مىتوان تبديل نمود و تغيير داد ، حتى جُبن و بُخل و حرص و طمع را مىتوان مبدل به شجاعت و كرم و قناعت و عزت نفس نمود . « 2 » 3 . علم رسمى سر به سر قيل است و قال نه از او كيفيتى حاصل نه حال

--> ( 1 ) ص 89 80 380 381 395 . ( 2 ) . ص 51 .